Article

هفتمین جشنواره ی سالانه فیلم حقوق بشر سازمان عفو بین المللهفتمین جشنواره ی سالانه فیلم حقوق بشر سازمان عفو بین الملل با عنوان Reel Awareness از ۱۵ تا ۱۸ نوامبر ۲۰۱۲ در سینما کارلتون تورنتو برگزار شد.
در این جشنواره دوازده فیلم به نمایش درآمد. فیلم ها عمدتا به مسائل سیاسی، وضعیت حقوق بشر، شکنجه، زندان، مناطق درگیر خشونت و وضعیت بومیان بعضی از کشورها مربوط می شدند.
فیلم مستند۹۵ دقیقه ای”زمزمه ای به غرش” (A Whisper to a Roar-2012)  برای افتتاحیه انتخاب شده بود. این فیلم ساخته ی “بن موزز” از آمریکا، داستان پنج فعال سیاسی را در مصر، مالزی، اوکراین، ونزوئلا و زیمبابوه حکایت می کرد. در بین این ها رهبر دانشجویی تا نخست وزیر و رئیس دولت دیده می شدند.
“تو از حقیقت خوشت نمیاد ـ ۴ روز درون گوانتانامو” (You don’t like the Truth – 4 Days Inside Guantanamo-2012) مستند صد دقیقه ای ساخت کانادا به کارگردانی لوک کوته و پاتریکو هنریکز، براساس فیلم های دوربین های امنیتی گوانتانامو که به تازگی توسط دادگاه های کانادا، از طبقه بندی امنیتی خارج شده اند، ساخته شده است.

“دختره”(It’s A Girl-2012) مستندی ۶۳ دقیقه ای در مورد سقط جنین و کشتن  نوزادان دختر در هند، چین و بسیاری از مناطق دیگر جهان است. این مستند به چرایی این موضوع می پردازد.
“بازگشت به میدان”(Back to the Square) در مورد مصر بعد از انقلاب است. مردم با دیدن فساد، سرکوب و حکومت نظامی ها در مصر امروز، باور دارند که انقلاب پایان نیافته و باید به میدان تحریر بازگردند.
“قلب آسمان، قلب زمین”(Heart of Sky, Heart of Earth- 2011) این فیلم که در مکزیک و گواتمالا ساخته شده، مایان ها و مسائل آنان را مطرح می کند.
مستند”بچه های جاگوار” (Children of Jaguar) درباره ی جامعه ی بومی Sarayaku از آمازون تا کاستاریکا است و سازمان عفو بین الملل در ساخت آن مشارکت داشته است.
“جهان سوم کانادا”(3rd World Canada) مستندی ست درباره ی بومیان فراموش شده ی شمال انتاریو که تبار آنها به پنج هزار سال قبل برمی گردد.
“این شاهد من است”(This Is My Witness)، مستندی درباره ی دو زن برمه ای ست که به نیویورک می روند و داستان هایشان را از حکومت وحشیانه ی نظامی های حاکم می گویند و به جنبش جهانی برای برقراری دمکراسی در برمه می پیوندند.
“بعد از زندگی ـ چهار داستان از شکنجه”(After Life- Four Stories of Torture) این مستند فنلاندی، داستان چهار تن را حکایت می کند که هر یک در گوشه ای از جهان، در کشور مادری خود، مورد شکنجه واقع شده اند.
“این سرزمین من است … هبران”(This Is My Land … Hebron) در این فیلم با اسرائیلی ها و فلسطینی های ساکن هبران، فعالان سیاسی، نمایندگان پارلمان اسرائیل و روزنامه نگاران هاآرتض گفت وگو شده تا ریشه ی خشونت های این شهر بررسی شود. هبران بزرگترین شهر اشغال شده ی کرانه ی باختری و خانه ی صد و شصت هزار فلسطینی ست.
فیلم دیگر این جشنواره (Big Boys Go Bananas!) فیلمی ست که موضوع شکایت بحث برانگیز از کمپانی بزرگ غذایی Dole را دنبال کرده است.
تنها فیلم ایرانی این جشنواره فیلمی با عنوان “شیرزنان”(Lion Women) بود که گری وینتر در سال ۲۰۰۹ ساخته است. در این مستند ۵۲ دقیقه ای، جنبش زنان در ایران، بویژه کمپین یک میلیون امضا به تصویر کشیده شده و در آن با تعدادی از زنان فعال در این جنبش، از جمله پروین اردلان، سوسن طهماسبی، شیرین عبادی، مهرانگیز کار و … گفت وگو شده است.
صحنه هایی از مبارزات زنان به نمایش درآمد بویژه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹، که نشانگر امید و شور زنان به تغییر بود و بعد یأس و سرخوردگی از سرکوبی که بعد از انتخابات اعمال شد، صحنه ها و حرف هایی از زنان جوان، که اشک بر چشم ها می نشاند..
پیش از نمایش فیلم، ویدیوی کوتاهی به نمایش درآمد که دختری سیزده ساله، همسایه ی حمید قاسمی شال و همسرش آنتونلا مگا، پس از آگاهی از وضعیت حمید و زندانی شدن و صدور حکم اعدام او ساخته بود. در این فیلم کوتاه، او دوستانش را بسیج کرده بود تا هر یک به کوتاهی از وضعیت حمید بگویند و در انتها جمع شدند تا شعار آزادی حمید را سر دهند.
پس از نمایش فیلم آنتونلا مگا، همسر حمید قاسمی شال، که شوهرش از سال ۲۰۰۸ در اوین با حکم اعدام به سر می برد، دقایقی با جمع از وضعیت نامعلوم همسرش سخن گفت. از چگونگی آشنایی اش با حمید، ازدواجشان، و از خاطراتش با او، یاد کرد و اینکه از طریق سفارت ایتالیا وضعیت همسرش را پیگیری می کند. او همچنان امیدوار است که همسر بیگناهش آزاد شود و به خانه بازگردد. حمید قاسمی شال، شهروند ایرانی ـ کانادایی سال ۱۳۸۷ برای دیدار از خانواده به ایران رفت. برادرش ناخدا یکم البرز قاسمی به اتهام جاسوسی بازداشت شد. حمید برای پیگیری وضعیت برادرش پس از چندین بار مراجعه به حفاظت اطلاعات ارتش با همان اتهام در ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۷ بازداشت شد. هردو آنان حدود ۱۸ ماه در سلولهای انفرادی و سپس در بند ۳۵۰ زندان اوین بسر برده و به اتهام خبررسانی به سازمان مجاهدين خلق در دادگاه اول ارتش به اعدام محکوم ميشوند. برادر او البرز در ۲۹ ارديبهشت سال ۱۳۸۸ بر اثر بیماری در زندان اوین در حالی که به اعدام محکوم شده بود، درگذشت.
آنتونلا، خود را همسن امنستی اینترنشنال (عفو بین الملل) که امسال ۵۰ ساله شد، خواند و گفت، در کودکی وقتی نشان امنستی را که شمعی ست با سیم خاردار به دورش، دیدم، از پدرم معنی آن را پرسیدم. پدرم برایم از زندانیان سیاسی گفت و از اهداف امنستی. آنتونلا افزود، من و حمید هیچگاه در این زمینه [حقوق بشر] فعالیتی نداشتیم، و امروزه از این موضوع شرم دارم که به بی عدالتی هایی که نسبت به مردم می شد، بی توجه بودم.
آنتونلا، امروزه در این حوزه بسیار فعال است. در برنامه های مختلف شرکت و سخنرانی می کند.
آنتونلا همچنین از بترئیس، همسایه ی نوجوانش که فیلمی برای حمید ساخته بود، دعوت کرد تا به او بپیوندد و مورد تشویق حاضران قرار گیرد.
این فیلم با استقبال خوبی از سوی غیرایرانی ها روبرو شده بود.
در بخش پرسش و پاسخ که گلوریا، مسئول بخش خاورمیانه ی امنستی آن را اداره می کرد، بعضی از حاضران از وضعیت کنونی کمپین یک میلیون امضا پرسیدند و تعدادی نیز ابراز تمایل کردند تا آن را امضا کنند، که پاسخ داده شد این کمپین برای ایرانیان است و فعلا به خاطر سرکوب شدید، فعالیت ها به سکون کشیده شده، ولی هیچگاه از بین نرفته است.

فرح طاهری

 

پیوند این مطلب در تارنمای شهروند

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Navigation

Social Media