Article

koneshgaranکنشگران داوطلب
بابک مجیدی
طی چند دهه‌ی اخیر، سازمان‌های غیردولتی به عرصه‌ی مرکزی توسعه بین‌المللی و دموکراسی سازی وارد شده‌اند. پس از به بن بست رسیدن رویکردهای دولت و بازار محور در رابطه با توسعه، طیف گسترده‌ای از دانشمندان، متفکران، فعالان در زمینه‌ی توسعه، دولت‌ها و حتی نهادهایی چون بانک جهانی هم اکنون جامعه مدنی و مهم‌ترین نماد آن یعنی سازمان‌های غیردولتی را وسیله‌ای مهم برای توسعه‌ی (دموکراتیک) پایدار می‌دانند. بدین ترتیب، سازمان‌های غیردولتی به بازیگران کلیدی و دارای نفوذ و قدرت در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی تبدیل شده‌اند. از راه تلاش مستمر در زمینه‌ی کمک‌رسانی و کمک به افزایش نفوذ فقرا و افراد در حاشیه در سیاست و فرایند های سیاست‌گذاری، این سازمان‌ها توانسته‌اند در سطح ملی نقشی مهم در توسعه‌ی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایفا کنند. در سطح بین‌المللی نیز شاهد شکل‌گیری جامعه مدنی جهانی بوده‌ایم که از شیوه‌های غیررسمی اما قدرتمند بر فرایند های تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در سطح بین‌المللی و همچنین سیاست‌های نهادهای بین‌المللی تأثیر گذاشته است (Brown, Moore, 2001:569).

چرا سازمان‌های غیردولتی باید پاسخگو باشند؟

تحقیقی که اخیراً توسط سازمان Environics International صورت گرفت حاکی از سطح پایین اعتماد عمومی به دولت‌ها و بخش خصوصی است (Zadek, 2003:2). در مقابل، سازمان‌های جامعه مدنی در سطح جهانی از اعتماد بیشتری از سوی عموم برخوردار هستند که آنها را قادر می‌سازد تا به پشتوانه‌ی آن با هدف حمایت از فقرا و افراد در حاشیه، محیط‌زیست و توسعه پایدار از بخش خصوصی، دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی پاسخگویی بیشتری مطالبه کنند. متأسفانه، برخی این سطح بالای اعتماد را زیر سؤال برده‌اند. پس از انتقاد سازمان‌های غیردولتی از دولت‌ها و شرکت های بخشی خصوصی به دلیل نداشتن مکانیزم های کافی پاسخگویی، دولت‌ها و شرکت‌های مذکور در راستای ایجاد چنین مکانیزم‌هایی حرکت کرده‌اند. حال، آنها از سازمان‌های غیردولتی به دلیل اینکه خود فاقد مکانیزم های کافی در این زمینه هستند انتقاد می‌کنند. حقیقت آن است که سازمان‌های غیردولتی اساسی مشخص به‌عنوان مبنای پاسخگویی خود ندارند. چالشی را که سازمان‌های غیردولتی در این زمینه با آن روبرو هستند می‌توان در گفته‌های Michael Edwards (۲۰۰۰) مشاهده کرد:

چالشی که پیش روی سازمان‌های غیردولتی قرار دارد آن است که نشان دهند خود نیز می‌توانند اصول پاسخگویی را که دیگران را به رعایت آنها ترغیب می‌کنند به کار بندند.
در گذشته، ارزش‌ها و تعهد سازمان‌های غیردولتی برای فعالیت آنها کافی می‌نمود، اما اکنون که آنها در زمینه‌ی سیاست و تصمیم‌گیری صاحب نفوذ شده‌اند از سوی ذینفعان گوناگون از جمله اهداکنندگان، کارکنان، سازمان‌های همکار و گروه‌های تحت پوشش خود برای پاسخگویی بیشتر تحت فشار هستند. ذینفعان فوق سازمان‌های غیردولتی را بر طبق علایق و اولویت های خود پاسخگو می‌دانند.

هدف از پاسخگویی سازمان‌های غیردولتی اعمال فشار بر جامعه‌ی مدنی نیست، بلکه آن است که سازمان‌های غیردولتی مشروعیت و مقبولیت بیشتر به‌دست آورده و بتوانند به تلاش های خود در زمینه‌ی توسعه‌ی پایدار و دموکراسی سازی ادامه دهند. اگر سازمان‌های غیردولتی به ابزار پاسخگویی مجهز شوند بهتر خواهند توانست با ادعاهای مطرح شده از سوی مخالفان خود مبنی بر پاسخگو نبودن این سازمان‌ها مقابله کنند. به طور مثال طی دهه ۱۹۸۰ در کشور پاکستان افشاگری سازمان‌های غیردولتی درباره فساد دولتی منجر به آن شد تا دولت این کشور ۲۵۰۰ سازمان غیردولتی را به بهانه آن که پاسخگو و شفاف عمل نمی‌کنند وادار به ثبت مجدد کند (Loyd, 2005:6). دقیقاً به خاطر مقابله با این‌گونه ادعا است که لازم است سازمان‌های غیردولتی به بازبینی مکانیزم های پاسخگویی خود پرداخته و مانع دخالت عاملان دیگر در این موضوع شوند.

اما مهم تر از همه، سازمان‌های غیردولتی خود را به ارتقای وضعیت گروه‌های تحت پوشش خود متعهد کرده‌اند. ذینفعان و اهداکنندگان این‌گونه سازمان‌ها نیز به آنها در اجرای تعهدات خود اعتماد کرده‌اند و از این رو حق قانونی و اخلاقی دارند تا از نحوه عملکرد این سازمان‌ها مطلع گردند.

پاسخگویی چیست؟

قبل از آنکه به توصیف بیشتر پاسخگویی سازمان‌های غیردولتی و ویژگی‌ها و نتایج آن بپردازیم، لازم است تا ابتدا معنی دقیق پاسخگویی را بیان کنیم. تعریف عرفی پاسخگویی بر پایه‌ی مدل مدیر – نماینده قرار دارد که در آن یک مدیر کاری را به یک نماینده واگذار می‌کند تا در راستای منفعت وی آن را انجام دهد. در این الگو، مدیر از راه مشوق های اقتصادی و حقوقی پاسخگویی نماینده را تضمین می‌کند (Loyd, 2005:3). تعریف ارائه شده توسط Edwards و Hulme که مطابق با این مدل است از این قرار است:

شیوه‌ای که یک فرد یا سازمان از آن طریق به یک مرجع (یا مراجع) معین گزارش می‌دهد و در قبال اعمال خود مسئول شناخته می‌شود (Edwards & Hulme, 1998:15).

هرچه یک سازمان یا نهاد بیشتر پاسخگو باشد به همان میزان دارای مشروعیت بیشتری نیز خواهد بود (همان مأخذ). این بدان معناست که هرچه یک سازمان غیردولتی پاسخگو تر باشد، به دلیل برخورداری از مشروعیت بیشتر عملاً دارای قدرت بیشتری خواهد بود.

استفاده از مدل principle-agent در مورد پاسخگویی یک سازمان غیردولتی باعث محدودیت پاسخگویی سازمان مزبور تنها به اهداکنندگانی خواهد شد که از آن حمایت مالی می‌کنند که این امر به معنای نادیده گرفتن دیگر ذینفعان سازمان و سازمان‌های همکار آن خواهد بود. از این‌رو می‌توان گفت پاسخگویی یک سازمان غیردولتی زمانی مطلوب خواهد بود که در قبال کلیه‌ی ذینفعان آن صورت گیرد. مشکل دیگری که با اتخاذ رویکرد مدیر – نماینده همراه است آن است که پاسخگویی در این رویکرد مفهومی فنی داشته و بیشتر به مکانیزم های گزارش دهی مالی و اجرایی و کمتر به دستاوردهای واقعی برنامه‌ها برای ذینفعان توجه دارد.

جهات مختلف پاسخگویی

بر طبق رویکرد پاسخگویی به ذینفعان، یک سازمان غیردولتی به چندین عامل پاسخگو است. بر اساس این رویکرد پاسخگویی دارای چهار جهت خواهد بود. اول، یک سازمان از بالا به اهداکنندگان خود که برای ادامه‌ی فعالیت خود از آنها حمایت مالی دریافت می‌کند پاسخگو است. دوم، سازمان از پایین به گروه‌های تحت پوشش خود پاسخگو است. سوم، یک سازمان به طور داخلی به کارکنان سازمان و مأموریت سازمانی خود پاسخگو است و بالاخره چهارم، سازمان به طور افقی به سازمان‌های همکار خود پاسخگو است (Loyd, 2005:3). با این وجود، پاسخگویی به عاملان گوناگون مشکلاتی را برای سازمان‌های غیردولتی به همراه دارد. به طور مثال، این پرسش پیش می‌آید که در زمان تلاقی منافع عاملان گوناگون باید به منافع کدام یک از آنها اولویت داده شود؟

رابطه‌ی میان یک سازمان غیردولتی و اهداکننده‌ی آن از دیگر موارد فوق روشن تر بوده و مکانیزم های پاسخگویی در آن قوی‌ترند. اهداکنندگان قوی‌ترین ذینفع سازمان غیردولتی‌اند و می‌توانند در صورت عدم پاسخگویی مناسب از سوی سازمان غیردولتی از ادامه‌ی حمایت مالی از آن خودداری ورزند. مخالفت با علایق آنان برای سازمان‌های غیردولتی کار آسانی نیست، چرا که قطع کمک های مالی آنان باعث خواهد شد تا سازمان غیردولتی قادر به ادامه‌ی فعالیت خود نباشد. اما از طرف دیگر فلسفه‌ی وجودی سازمان‌های غیردولتی خدمت به گروه‌های تحت پوشش آنهاست و این موضوع این سازمان‌ها را از لحاظ اخلاقی ملزم به پاسخگویی به آنان نیز می‌کند. اما این گروه‌ها قدرتی برای ملزم کردن سازمان‌های غیردولتی به پاسخگویی ندارند. با این حال، علایق این عده معمولاً در مأموریت و اهداف سازمان‌های غیردولتی که این سازمان‌ها ملزم به اجرای آن هستند گنجانده می‌شوند (Loyd, 2005:4). از این‌رو میزان پاسخگویی سازمان‌های غیردولتی به گروه‌های تحت پوشش خود معمولاً توسط خود این سازمان‌ها تعیین می‌شود.

نحوه‌ی پاسخگویی سازمان‌های غیردولتی به سازمان‌های همکار خود نیز روشن نیست. در کل، بخش غیردولتی فاقد یک نظامنامه‌ی رفتاری است که سازمان‌های غیردولتی ملزم به رعایت آن و پاسخگویی بر مبنای آن باشند. وجود چنین پاسخگویی باعث ارتقای وجهه‌ی سازمان‌های غیردولتی خواهد گردید.

برخی بر این باورند که سازمان‌های غیردولتی باید تابع همان چارچوب حقوقی باشند که بخش خصوصی از آن پیروی می‌کند. با مقایسه‌ی پاسخگویی سازمان‌های غیردولتی و پاسخگویی شرکت‌های بزرگ تجاری می‌توان مشاهده کرد که سازمان‌های غیردولتی با ذینفعان بیشتری سر و کار دارند که باید به آنها پاسخگو باشند. نکته‌ی دیگری که باید در نظر گرفته شود این است که یکی از اهداف سازمان‌های غیردولتی ارائه‌ی تعریفی جدید جهت ایجاد تعادل قدرتی است. این سازمان‌ها قصد دارند از این راه به توانمندسازی گروه‌های تحت پوشش خود اقدام کنند. اما چگونگی ایجاد تعادل میان علایق ذینفعان مختلف یکی از مشکلات ویژه‌ی سازمان‌های غیردولتی است که یک راه حل فراگیر برای آن وجود ندارد.

انواع مختلف سازمان‌های غیردولتی

تاکنون تقسیم‌بندی های مختلفی در رابطه با سازمان‌های غیردولتی ارائه شده است. یکی از رایج‌ترین این تقسیم‌بندی‌ها سازمان‌های غیردولتی را به چهار نسل زیر تفکیک می‌کند: نسل اول، سازمان‌های فعال در زمینه کمک رسانی، امداد و رفاه؛ نسل دوم، سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه‌ی توسعه؛ نسل سوم، سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه‌ی حمایتگری و ترویج؛ و نسل چهارم، سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه‌ی سیاست تعدیل.

تقسیم‌بندی دیگری که توسط وکیل (۱۹۹۷) صورت گرفته است سازمان‌های غیردولتی را به پنج گروه کاربردی تقسیم می‌کند: رفاه، توسعه و ظرفیت‌سازی، حمایتگری، آموزش توسعه، و شبکه‌سازی یا پژوهش. می‌توان گفت هر یک از این انواع سازمان‌های غیردولتی و نقشی که آنان سعی می‌کنند در امر توسعه داشته باشند نیازمند استراتژی های خاص خود است (Brawn, 2001). هر یک از این گروه‌ها همچنین نیاز به رویکردی خاص برای ایجاد تعادل میان علایق ذینفعان خود خواهند داشت. رایج‌ترین انواع سازمان‌های غیردولتی سازمان‌هایی هستند که در زمینه‌ی رفاه، ظرفیت‌سازی و تأثیرگذاری بر سیاست‌گذاری‌ها فعالیت می‌کنند. در زیر به توضیح این‌گونه سازمان‌ها می‌پردازیم.

سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه رفاه

این‌گونه سازمان‌های غیردولتی به ارائه کالاها و خدمات معینی به گروه‌های تحت پوشش خود پرداخته و خود را به اهداکنندگانی که منابع لازم جهت این کار را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند پاسخگوی می‌دانند. اهداکنندگان این‌گونه سازمان‌ها بقای آنها را تضمین می‌کنند و از این‌رو برای سازمان‌های مذکور دشوار خواهد بود تا با خواست های آنان مخالفت کنند. اما به دلیل آنکه این سازمان‌ها از نظر اخلاقی خود را به استفاده از منابع فوق‌الذکر در جهت تأمین منافع گرو ه های تحت پوشش خود متعهد کرده‌اند برای پاسخگویی به آنها نیز مسئولیت اخلاقی دارند. ممکن است این سازمان‌های غیردولتی به جای انجام برنامه‌های دارای نفع مستقیم برای افراد تحت پوشش خود به اجرای برنامه‌هایی که دارای ابعاد اجتماعی باشند بپردازند. به طور مثال، ممکن است یک سازمان غیردولتی که در زمینه‌ی مبارزه با فقر فعالیت می‌کند به جای ارائه‌ی مستقیم غذا یا کمک نقدی به فقرا به انجام برنامه‌های کنترل جمعیت اقدام کند که در نهایت هدف آن مبارزه با فقر باشد. از این‌رو می‌توان میان برآورده کردن نیازهای فردی اشخاص و دستیابی به اهداف اجتماعی تمایز قائل شد.

سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه ظرفیت‌سازی

این‌گونه سازمان‌ها به جای ارائه‌ی خدمات و کالا به توانمندسازی سازمان‌های محلی می‌پردازند تا آنان خود بتوانند از عهده‌ی چالش‌هایی که بر سر راهشان قرار می‌گیرد بر آیند. این دسته از سازمان‌های غیردولتی نیز نمی‌توانند بدون کمک اهداکنندگان به فعالیت های خود ادامه دهند. تمرکز فعالیت های این‌گونه سازمان‌ها بر امر توانمندسازی نیازمند آن است که آنها بیش از اهداف و خواسته‌های اهداکنندگان به نیازها و علایق سازمان‌های محلی توجه داشته باشند. اگر این سازمان‌ها قصد داشته باشند تا امر ظرفیت‌سازی را جدی بگیرند باید علاوه بر اهداف سازمان‌های محلی به توانایی در تصمیم‌گیری استراتژیک نیز توجه نمایند. علاوه بر این، برنامه‌هایی که بر پایه‌ی اولویت های سازمان‌های محلی قرار داشته باشند شانس موفقیت بیشتری داشته و بهتر می‌توان آنها را در شرایط محلی مورد استفاده قرار داد. با این وجود، ممکن است اولویت‌ها، استراتژی‌ها و فعالیت‌های سازمان‌های محلی با آنچه سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه ظرفیت‌سازی و اهداکنندگان آن‌ها مناسب می‌دانند متفاوت باشد. به طور مثال، اهداکنندگانی که در کشورهای شمال قرار دارند به مهارت های مدیریتی مانند حسابداری (با هدف استفاده‌ی موثر از منابع مالی) اهمیت زیادی می‌دهند، درحالی‌که سازمان‌های غیردولتی کشورهای جنوب به موضوعاتی چون تقویت حمایتگری، تشکیل ائتلاف و افزایش ظرفیت برای ایجاد تغییرات اجتماعی در سطح گسترده تمایل بیشتری دارند. ظرفیت‌سازی تنها زمانی موفق خواهد بود که سازمان‌های محلی نیز در آن مشارکت داشته و به آنان اجازه داده شود تا اولویت های خود را مشخص کرده و خود نیز نقش فعالی در فرایند ظرفیت‌سازی بر عهده گیرند.

سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه تأثیرگذاری بر سیاست‌گذاری‌ها

این گروه از سازمان‌های غیردولتی در زمینه‌ی موضوعاتی مانند حمایت از فقرا و افراد در حاشیه، حفاظت از محیط‌زیست و حقوق بشر فعالیت می‌کنند. این سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا بر نهاد های ملی و بین‌المللی تأثیر گذاشته و به تحقق اصلاحات سیاسی و نهادی کمک کنند. به عنوان مثال، سازمان Transparency International با هدف تضمین توسعه‌ی پایدار و عدالت در سراسر جهان در جهت کاهش فساد فعالیت می‌کند. تفاوت اصلی میان این دسته از سازمان‌های غیردولتی با سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه‌ی رفاه و ظرفیت‌سازی در این است که این سازمان‌ها به منظور رسیدن به اهداف خود خواستار پاسخگویی بیشتر از سوی سازمان‌ها و نهادهای دیگر هستند. این سازمان‌ها با نشان دادن شدت مشکلات اهمیت کار خود را به دیگران می‌شناسانند. مانند همه سازمان‌های غیردولتی، سازمان‌های فعال در زمینه‌ی تأثیر بر سیاست‌گذاری به اهداکنندگان خود پاسخگو هستند. علاوه بر این، سازمان‌های مذکور به کارکنان خود که طراحی و اجرای برنامه‌ها را بر عهده داشته و وفاداری آنان به اهداف سازمانی حیاتی است پاسخگو هستند. سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه تأثیر بر سیاست‌گذاری در برنامه‌های خود با دو گروه سر و کار دارند: گروه اول، کسانی که آنها نمایندگی آنها را بر عهده دارند و گروه دوم، سیاست‌گذاران و سازمان‌های اجرا کننده‌ای که مخاطب برنامه‌های آنها می‌باشند. ازآنجاکه این دسته از سازمان‌های غیردولتی دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و شرکت های خصوصی را به پاسخگو بودن تشویق می‌کنند مهم است تا خود آنها نیز این موضوع را رعایت کنند. زمانی فعالیت های این سازمان‌ها در ترغیب دیگران به پاسخگویی نتیجه بخش خواهد بود که خود نیز پاسخگو باشند. مردم نیز زمانی دعوت این سازمان‌ها به پاسخگویی را مشروع خواهند دانست که خودشان قبل از دیگران به این موضوع اهمیت دهند.

چگونه می‌توان پاسخگو بود؟

درباره‌ی نیاز به پاسخگویی سازمان‌های غیردولتی تردیدی وجود ندارد. این موضوع یکی از چالش‌هایی است که این‌گونه سازمان‌ها با آن روبرو هستند. تعریف زیر می‌تواند به درک ابعاد مختلف پاسخگویی کمک کند:

پاسخگویی مطلوب نیازمند یک بیانیه‌ی اهداف، شفافیت در تصمیم‌گیری و روابط، گزارش دهی صادقانه در مورد چگونگی صرف منابع و آنچه به دست آمده، روشی برای ارزیابی رضایت‌بخش بودن نتایج توسط مراجع ناظر و مکانیزم های واقعی پاسخگویی (به طور مثال پاداش یا جریمه) است. (Edwards & Hulme, 1998:15).

یکی از عناصر مهم این تعریف شفافیت است. استفاده‌کنندگان از خدمات سازمان‌های غیردولتی، اهداکنندگان و عامه‌ی مردم معمولاً از چگونگی فعالیت های سازمان‌های غیردولتی و امور مالی آنها بی‌اطلاع‌اند. اما شفافیت تنها به نگهداری دفاتر مالی و گزارش چگونگی صرف منابع مربوط نمی‌شود، بلکه شامل نحوه تصمیم‌گیری و مبانی آن نیز می‌گردد. در کل، سازمان‌های غیردولتی دلایل خوبی برای تصمیماتی که اتخاذ می‌کنند دارند، اما ازآنجاکه قادر نیستند دلایل مذکور را به نحو مطلوب برای عموم بیان کنند، انتخاب های استراتژیک آنان همیشه به‌درستی درک نمی‌شود. به طور مثال یک سازمان غیردولتی که دارای برنامه‌ای برای مبارزه با فقر است طبیعتاً ترجیح می‌دهد تا منابع مالی در نظر گرفته شده برای برنامه مذکور تماماً در اختیار فقرا قرار گیرد. اما ازآنجاکه استفاده‌ی درست از منابع مزبور نیازمند پرسنل آموزش دیده است، سازمان مذکور ناگزیر از آن است تا بخشی از آن را صرف ظرفیت‌سازی کارکنان خود بنماید. ممکن است با دیدی منفی این کار “منحرف کردن” بودجه از مسیر واقعی آن یعنی صرف برای فقرا و در عوض صرف آن در داخل سازمان قلمداد شود، درحالی‌که در حقیقت این “انحراف” به فعالیت های آینده‌ی سازمان کمک کرده و باعث خواهد شد تا منابع با دقت بیشتری در جهت منافع فقرا اختصاص یابد.

پاسخگویی می‌تواند به شیوه‌ی رسمی یا غیررسمی صورت گیرد. پاسخگویی رسمی معمولاً از راه ارزیابی عملکرد یا ارزیابی نتایج یک برنامه و ارائه آن در قالب گزارش‌های رسمی انجام می‌گیرد. پاسخگویی غیررسمی اغلب از طریق انجام گفتگوی مستمر میان یک سازمان غیردولتی و شرکا، گروه‌های تحت پوشش و اهداکنندگان آن صورت می‌گیرد. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که پاسخگویی می‌تواند یک دستاورد (مانند یک گزارش رسمی) و یا یک فرایند (مانند گفتگو و تصمیم‌گیری مشارکتی) باشد. پاسخگویی تنها ارائه‌ی گزارش درباره‌ی اینکه چه اقداماتی انجام شده، منابع چگونه صرف گردیده، چه تصمیمات استراتژیکی اتخاذ شده و تصمیمات مذکور چه تأثیراتی داشته‌اند نیست، بلکه بیشتر به موضوع دخالت دادن ذینفعان در فرایند های تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری مربوط است. پاسخگویی حقیقی تنها پس از پایان پروژه و اتخاذ کلیه تصمیمات استراتژیک روی نمی‌دهد، بلکه همه‌ی ذینفعان را در کلیه مراحل تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری دخالت می‌دهد.

تمایز دیگری که می‌توان در اینجا قائل شد میان پاسخگویی کاربردی کوتاه مدت (مانند پاسخگویی درباره منابع و نحوه صرف آنها و تأثیر کوتاه مدت آنها) و پاسخگویی استراتژیک (مانند تأثیرات اقدامات یک سازمان غیردولتی بر سازمان‌های غیردولتی دیگر و عرصه‌های گسترده‌تر) است (Edwards & Hulme, 1998). با آنکه پاسخگویی درباره‌ی منابع و تأثیرات کوتاه مدت اقدامات مهم است، اما این نتایج درازمدت است که سازمان‌های غیردولتی سعی در دستیابی به آن دارند.

در بسیاری موارد اهداف یک سازمان غیردولتی کیفی بوده و از این‌رو قابل اندازه‌گیری نیست. آنچه بر این مشکل می‌افزاید آن است که بسیاری از فاکتورهایی که بر دست‌آورد فعالیت‌های یک سازمان غیردولتی تأثیر گذارند از کنترل آنان خارج است که این امر چالشی برای پاسخگویی مطلوب به شمار می‌رود. سازمان‌های غیردولتی با استفاده از ابزارها و فرایند های مناسب با چالش‌های مربوط به پاسخگویی مقابله می‌کنند (Jordan, 2005). ابزارهایی که معمولاً به این منظور به کار می‌روند عبارت‌اند از گزارش‌ها و ارزیابی‌ها که معمولاً جهت ارائه به اهداکنندگان تهیه می‌شوند. اهداکنندگان معمولاً مایل‌اند در مورد نحوه صرف منابعی که در اختیار یک سازمان قرار می‌دهند مطلع باشند. به طور مثال ممکن است اهداکننده‌ی یک سازمان غیردولتی که بر روی یک برنامه آموزشی در مورد بهداشت جنسی فعالیت می‌کند انتظار داشته باشد که از تعداد کاندوم‌ها و میزان داروهای توزیع شده در میان افراد مطلع گردد، درحالی‌که سازمان غیردولتی مذکور بیشتر به نشان دادن تغییرات رفتاری که در نتیجه‌ی اجرای برنامه آموزشی ایجاد شده علاقمند باشد. ازآنجاکه گزارش دهی مستلزم صرف بودجه و زمان است، ممکن است درخواست های اطلاعاتی اهدا کننده باعث شود تا سازمان غیردولتی مورد بحث نتواند به‌درستی به کسب آگاهی از تغییرات رفتاری فوق‌الذکر بپردازد. حال ممکن است علاقه‌ی گروهی که سازمان غیردولتی مزبور با هدف ارائه خدمت به آنان فعالیت می‌کند موضوعی کاملاً متفاوت باشد. به طور مثال ممکن است آنها اصلاً خواهان خدمات درمانی دیگری باشند. بااین‌همه، ذینفعان حق دارند تا از نحوه‌ی صرف منابعی که ارائه داده یا باید در اختیار آنان قرار گیرد مطلع گردند. سازمان غیردولتی Solidarity in Literacy نمونه‌ی سازمانی است که ابزاری موثر برای شفافیت در زمینه‌ی جریان منابع ایجاد کرده است. این سازمان نرم‌افزاری ابداع کرده است که با استفاده از آن هم اهداکنندگان و هم استفاده کنندگان از خدمات سازمان‌های غیردولتی می‌توانند جریان منابع و مصرف آنها را پی گیری کنند. این سازمان با استفاده از این ابزار هم به بالا (اهداکنندگان) و هم به پایین (گروه‌های تحت پوشش) پاسخگو است. با قرار دادن ارقام و اطلاعات بر روی وب سایت خود، این سازمان مقبولیت خود را نیز افزایش داده است، چرا که با این کار نشان داده است چیزی برای مخفی کردن ندارد.

راه‌های دیگری که سازمان‌های غیردولتی برای پاسخگویی مورد استفاده قرار داده‌اند عبارت‌اند از به عضویت درآوردن ذینفعان مختلف در هیئت مدیره‌ی خود، تشکیل هیئت های نظارتی مستقل از مدیریت سازمان و سیاست‌هایی خاص برای تقویت ساختارهای داخلی پاسخگویی. آن جنبه از پاسخگویی که ماهیت فرایندی – در مقابل ابزاری – دارد شامل ارزیابی های کلی توسط ذینفعان، دارا بودن بیانیه‌ی مأموریت روشن و دخالت دادن ذینفعان در فعالیت‌ها و فرایند های تصمیم‌گیری است که باعث می‌شود علایق کلیه ذینفعان به حساب آید. همان طور که پیش تر اشاره گردید، انواع متفاوت سازمان‌های غیردولتی نیازمند مکانیزم های متفاوت پاسخگویی هستند.

نتیجه‌گیری

با مطرح‌شدن بیشتر سازمان‌های غیردولتی در عرصه‌ی توسعه، پاسخگویی آنان نیز بیش‌ازپیش مورد توجه قرار گرفته است. در کل این‌گونه سازمان‌ها در حال حاضر فاقد مبنایی روشن برای پاسخگویی خود هستند. برای سازمان‌های غیردولتی دیگر تنها داشتن مقاصد خیرخواهانه کافی نیست. از این‌رو لازم است تا این‌گونه سازمان‌ها پاسخگویی را جدی گرفته و به بررسی مکانیزم های موجود خود برای این منظور پرداخته تا بتوانند به‌درستی به نیاز ذینفعان گوناگون – و همچنین مقابله با ادعاهای مخالفان خود- در این رابطه پاسخ گویند. ازآنجاکه سازمان‌های غیردولتی انواع مختلفی داشته و پاسخگویی نیز دارای جهاتی متفاوت است، نمی‌توان یک راه حل واحد برای پاسخگویی کلیه‌ی سازمان‌ها پیشنهاد کرد. سازمان‌ها باید به این نکات توجه کنند که نوع سازمان و مأموریت آنان چیست و به علایق کدامیک از ذینفعان خود باید ارجحیت دهند. پاسخگویی تنها به معنای نگهداری دفاتر مالی و گزارش دهی نیست، بلکه شامل دخالت دادن ذینفعان گوناگون در فرایند های تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری نیز می‌شود. پاسخگویی فقط به معنای بیان دستاوردهای یک پروژه، آن‌هم زمانی که آن پروژه به اتمام می‌رسد نیست، بلکه باید کلیه‌ی مراحل پروژه را در بر گیرد. با پاسخگو بودن، مشروعیت سازمان‌های غیردولتی افزایش می‌یابد که این امر به آنان کمک خواهد کرد تا به عنوان عاملی برابر با دولت و بخش خصوصی در زمینه‌ی توسعه به فعالیت پردازند. پاسخگو بودن نیازمند تلاشی فراگیر از سوی سازمان‌های غیردولتی است. این تلاش شامل بازنگری کامل مأموریت، اهداف، استراتژی‌ها و فرهنگ سازمانی و همچنین ایجاد تعادل میان علایق ذینفعان مختلف است. اقدام در جهت پاسخگویی به نفع سازمان‌های غیردولتی است، چرا که این امر باعث افزایش مشروعیت و مقبولیت آنان شده و به ایشان در ایجاد تغییرات اجتماعی یاری خواهد رساند.

Navigation

Social Media